تبليغاتX
طنز نوشته ها و شعر --- کیارش

باران اگر آید

تو را صدا خواهم کرد

سرانجام عشق را

با تو نگاه خواهم کرد

تبسم شیرینت را

دیدهء مهربانت را

وصل باران خواهم کرد

نغمه ها با ساز زیبایش

ورد زبان خواهم کرد

گوش به زنگ آسمان دار

باران اگر آید

تو را صدا خواهم کرد

-----------------------

ای گلهای بهاری خواب بودید ندیدید

چه شکوهی داشت

چه بوی خوشی داشت

از عطر شما هم بهتر

دیشب

پیوند خاک و باران

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 16:18  توسط کیارش   | 

در شبهای تیره و غم ریزان پائیز

تو مهمان خانه ء من بودی و

چشمهایم ستاره های روشن چشمهایت را

به شب آسمان پنجره ام می دوخت

در زمستان برف و هنگامهء یخ شدن نرمیها

تو مهمان خانه ء من بودی و

رنگ سرخ گونه هایت آتش عشق را به

کورهء سرد من می ریخت

زمان زنده شدن داغ گلهای پر پر

به وقت وزیدن باد بهاری

تو مهمان خانه ء من بودی و

شکوفهء لبهای گل گونت

گل شادی را در گلدان خالی ام می کاشت

گرما گرم عطش و التهاب و سرزنش خورشید تابستان

تو مهمان خانهء من بودی و

گیسوان خنک و مشکینت

سایه ای بلند بر تنم می گستراند

آری با تو سالی گذشت و سالی نو اگر بیاید

تو مهمان خانه ء من بودی و

هستی .

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 0:9  توسط کیارش   | 

 اکتشاف من در مورد ریشه های پدیدهء فیمینیستی : عزیزان گرایشات فیمینیستی در خانمها نه ریشه در مسائل اجتماعی دارد و نه واقعا به دنبال احقاق حقوق از دست رفته آنهاست بلکه یک گرایش غریزی در برابر جنس مخالف یعنی مرد است که شاید عامل آن خیلی خیلی جزئی باشد می پرسید چگونه به این نتیجه دست یافتم ؟ می گویم . من که پدری بی نهایت مهربان هستم بطوریکه حتی برای یکبارم که شده به دختر کوچولوی خود اخم هم نکرده ام چه برسد به تنیبه و دعوا دیروز به واسطه عمل زشتی که از وی سر زد بعد از سالها ناپرهیزی کردم و کودک خود را مورد عتاب و شماتت قرار دادم سپس از مادرش شنیدم که گفته مامان من بابا رو خیلی دوست داشتم ولی به این نتیجه رسیده ام که تو رو دوست داشته باشم بهتره اصلا بهتره بابا نداشته باشم اصلا به عقیده من مردا با مردا باشن و زنا با زنها . قبوله مامان ؟ لازم به ذکر است این عقیده یک دختر چهار سال و نیم است که جز مهربانی از پدر خود چیز دیگری نمی بیند .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 1:45  توسط کیارش   | 

چرا دستگیری از بینوایان را تبلیغ می کنیم اما هرگز نمی گوییم چگونه آن یکی بینوا شد و این یکی توانگر ؟

( صمد بهرنگی )

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 0:11  توسط کیارش   | 

جورج واشنگتن اولین رئیس جمهور امریکا یک روز از خیابانی میگذشت سه کارگر را دید که به زحمت سعی در بلند کردن تیر چوبی بزرگی دارند و سر کارگر دست به کمر فقط ایستاده بود و فرمان میداد . واشنگتن پیش آمد و گفت اقا اگر شما به این کارگران کمک کنید آنها زودتر موفق میشوند وی با تکبر و بی اعتنایی جواب داد من رفتگر نیستم من سر رفتگرم آنگاه جورج واشنگتن از اسب پیاده شد و خودش به کمک رفتگران رفت و کار انجام گرفت آنگاه نزد سر رفتگر رفت با دست سلام نظامی داد و گفت آقای سر رفتگر من جورج واشنگتن رئیس جمهور آمریکا هستم .و بعد سوار اسب شد و از آنجا دور گردید .

به نقل از کتاب خاطرات نوشته حسن اعظام قدسی

 

تهی از غرور و اندیشه

اگر در غم شکم گرسنهء خویش بودند

به دندان می جویدند هر آنچه گفته بودند

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 9:8  توسط کیارش   | 

اگر امید نبود زهر یاس صد بار انسان را می کشت

دوستان عزیزم همانطور که از سوی وبلاگهای دوستان نازنینم ستاره های خاموش و نسیم مطلع شدم

انجمن توان یاب که انجمنی خیریه برای کمک به کودکانیست که معلولیت جسمی و یا ذهنی دارند خدماتی رایگان میدهد بازارچه ای از  روز پنجشنه ۲۲ اسفند تا یکشنبه ۲۵ اسفند به نفع این دردمندان ترتیب داده است

نشانی :  میدان انقلاب. خیابان کارگر شمالی. بین خیابان های فرصت و نصرت. کوچه جواهری. پ ۲ .

با تشکر از مهربانی هایتان هر کس این پیام را میخواند به تقلید از کار نیک وبلاگ نویسان فوق آنرا به دوستان خود اطلاع دهد . سپاسگذارم .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 11:0  توسط کیارش   | 

ای بی همتا

ماهیگیر زیبای من

آرام و آرامتر برکش

تور سپیدت را به سان جامهء عروس

مبادا

که نیابم پیکر لاغر خود را

میان دستانت

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 13:48  توسط کیارش   | 

عمر حمایتت میکنیم البته سوء تفاهم نشود عمرالبشیر حمایتت میکنیم این پیام دکتر لاریجانی بود که شخصا تشریف بردن سودان و آنرا از جانب خود و ملت ایران تسلیم ریاست جمهور مظلوم و بیگناه آن کشور نمودند که البته خدا میداند این تدبیر سیاسی تا چه حد به نفع ماست من که میگویم خیلی .بله من هم بعنوان عضوی از این مردم تصمیم گرفتم نظر خود را بیان کنم و بگویم این حکم دیوان لاهه یک حکم بیخود است همان حکم دیوان است وگرنه فرشتگان که همچین حکمی نمیدهند آنهم بخاطر کشته شدن چند نفر آدم بی ارزش در دارفور که تازه مسلمان هم نیستند آقایان میگویند افکار عمومی جهان نسبت به این جنایات حساس شده بنده این سئوال را دارم که اولا مگر بجز ما دیگران نیز فکری دارند دوما بقول دکتر اینهمه جرم جنایت در اینطرف و آنطرف افتاده چرا افکار عمومی نسبت به آنها جریحه دار نشده است که حرفی کاملا منطقی است ما چون آنها مقامات اسرائیل را محاکمه نمیکنند نمیگذاریم یک رئیس جمهور مسلمان را محاکمه کنند آنها از جنایت کار خودشان حمایت میکنند ما هم از جنایتکار خودمان از قدیم گفتند هر چه عوض داره گله نداره یک عده میگویند این بهترین فرصت بود تا ما با حمایت از دیوان لاهه نشان دهیم که فارغ از هر موضع سیاسی و دینی با جنایت کاران جنگی مخالفیم ولی نه آقا این حرف ترسوهاست اگه یکی به تو زبون درازی کرد تو ساکت میشینی و میخندی نخیر اگه حرکت بدی با دستت انجام ندی حداقلش تو هم بهش زبان درازی میکنی حالا ما اینهمه گفتیم جنایتکاران را مجازات کنید نکردند اینهم جوابش آقا دمتون گرم . موفق باشید .

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 19:6  توسط کیارش   | 

هامان وزیر و کارگزار فرعون بود . فرعون از وی پرسید برای ابقای حکومت و خدایی خویش چه سازم ؟ وی در پاسخ گفت موثر ترین و بهترین کار آنست که نگذاری مردم عالم سخن بگویند چون گفتار آنان خوی پژوهش و جستجو را میان مردم پرورش میدهد که در آنصورت نسبت به گفته ها و آموزه های دینی و سیاسی تو جسور و نافرمان میشوند در حالیکه اگر نادان باشند تو ایشان را به هر راهی که خواهی توانی برد . فرعون فرمان داد تا مجالس علم تعطیل شود و گفت هر که در این شهر غیر سخنان من سخنی بر زبان آرد زبانش ببرم .

به نقل از کتاب تفسیر عتیق اثر ابوبکر سور آبادی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 19:47  توسط کیارش   | 

در اینجا ما قصد داریم یک بحث فلسفی و اجتماعی و بسیار عمیق در مورد خراب کردن بنمائیم اصولا خراب کردن در افکار ما جایگاه بدی دارد مثلا از کودکی هر گاه بچه ای بیگناه در قنداق یا به اصطلاح امروزیها پوشکهای مای بی بی و غیره پی پی بکند میگوئیم خانوم بدو بچه خودشو خراب کرد اولا که اگه هر خراب کاری صورت گرفته به خانوم چه ربطی داره دوما این یک عمل طبیعی است و اصلا خراب کاری نیست بماند همانطور که از این گونه مثالها زیاد است خراب کردن در ذهنیت ما عملی مضموم و نا پسند است و همین امر باعث شده ما از خیلی ها عقب بمانیم که خوشبختانه بعضی از مسئولین فهمیده اند که خراب کردن هم کار خیلی بدی نیست که هیچ بلکه در بسیاری از موارد لازم و ضروری است بنابراین اقدامات خوبی هم در زمینه خراب کردن صورت گرفته زیرا هدف اینست که ما بعد از خراب کردن دوباره بسازیم اما اینبار به شیوه ء خودمان که البته دایره این خراب کردن بسیار گسترده است بطور مثال از خراب کردن بودجه و خراب کردن مقررات قضائی و خراب کردن مقررات راهنمائی و رانندگی و شهرداری و غیره گرفته تا خراب کردن حسینیه ها و ساختمانهای وقفی و این قبیل موارد که در مورد این آخری که به تازگی صورت میپذیرد و عده ای بیخود و بی جهت اعتراض میکنند باید بگوئیم کلیه مراکزی که به نوعی تحت نظارت دائم یک مرکز دولتی نباشند حق انجام هیچگونه فعالیتی را ندارند اصلا صحبت خلافی ساختمان و این چیزها نیست عزیزان میتوانند چند هکتار زمین بی صاحب را بردارند و بسازند و خلاف هم بسازند بشرطی که یک مرکز یا مجتمع فرهنگی و از این جور چیزها با اجازه سازمان مربوطه در آن احداث نمایند که آقایان بساز و بفروش خوب میدانند در این گونه اعمال خیر باید انفاق را به وجه کامل انجام دهند بطوریکه سازمانها و کلیه روساء و کارمندان و غیره که متولیان این امر خیر هستند نه تنها در ابتدای کار از این انفاق راضی باشند بلکه دائما از برکات اینگونه اعمال خیر مستفیض شوند ولی یک عده می آیند خانه خود و زمین خود را طبق قوانین شهرداری میسازند و وقف میکنند و آنوقت فکر میکنند همه چیز تمام شده است نه خیر هر موقع مسئولین بخواهند میتوانند آنرا خراب کنند چرا چون در نظام ما برای آبادانی این یک اصل فرا قانونی است و بس که انشاء اله در نوشته های بدی مفصلا" به آن خواهیم پرداخت و امیدواریم هیچکس از خراب کردن نترسد خراب کردن خوب است و تا خراب نکنیم نمی توانیم بسازیم برای همین است که ساختمانهای قدیمی را خراب میکنند و ساختمانهای نو میسازند حال چه اشکالی دارد که ساختمانهای نو و تازه ساز را هم خراب کنیم و ساختمانهای جدید تر و نوتر و بهتر و خلاصه تر بسازیم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 2:21  توسط کیارش   |